تبليغاتX
ریحانه شیراز

وبنوشته های نصيرزاده

5_ فطرت خداجويي:

انسان فطرتي خدا آشنا دارد و به خداي خود در ژرفاي وجدان خويش آگاهي دارد و همه انكارها و ترديدها بيماري ها و انحراف هايي از سرشت اصلي انسان است. اعتقاد به خدا در نهاد همه افراد انساني وجود دارد و اين گونه نيست كه اين گرايش از خارج از ذات آدمي به وي تلقين يا القاء شده باشد. تنها آيه اي كه از اين گرايش با كلمه فطرت ياد شده آيه زير است: "فطرت الله التي فطر الناس عليها "فطرت خدايي كه انسان را بر اساس آن آفريد. آيه زير از شناخت شهودي انسان نسبت به خدا پرده برداشته است:

"و اذ اخذ ربك من بني آدم من ظهور هم ذريتهم … "و زماني كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريه آنها را برگرفت.

آياتي كه درباره مشركان نازل شده نشانگر فطري بودن اعتقاد به خداست:

"و لئن سالتهم من خلق السموات و الارض ليقولن الله "هر گاه سوال كني چه كسي آسمانها و زمين را آفريده است ؟ مسلماً مي گويند الله.

"و لئن سالتهم من خلقهم ليقولن الله فاني يؤفكون "و اگر از آنها بپرسي چه كسي آنها را آفريده قطعاً مي گويند خدا. پس چگونه از عبادت او منحرف مي شوند. "و لئن سالتهم من نزل من السماء ماءً فاحيا به الارض من بعد موتها ليقولن الله"و اگر از آنها بپرسي چه كسي از آسمان آبي فرستاد و بوسيله آن زمين را پس از مردنش زنده كرد.   مي گويند الله. " قل من رب السموات السبع و رب العرش العظيم . سيقولون لله قل افلا تتقون"بگو چه كسي پروردگار آسمانهاي هفت گانه و پروردگار عرش عظيم است. بزودي خواهند گفت: از آن خداست بگو آيا تقوا پيشه نمي كنيد؟

آيه زير كه مي گويند آنهايي كه ايمان آورده اند حبشان به خداوند بيشتر است،مي تواند نشانگر فطري بودن ايمان به خدا باشد چرا كه آيه نشانگر آن است كه همه داراي حب به خدا هستند اما مومنان حبشان بيشتر است. " و الذين ءامنوا اشد حباً لله"اما آنها كه ايمان دارند عشقشان به خدا شديدتر است.آياتي هم كه معارف قرآني را جنبه تذكر و ياد آوري مي داند نشانگر فطري بودن گرايش به خداست . اصطلاح تذكر و ياد آوري در جايي به كار مي رود كه سابقه آگاهي بوده باشد قرآن پيامبر را به عنوان يادآوري كننده معرفي كرده و معارف قرآني را چيزي جز تذكر ندانسته است. " فذكر انما انت مذكر "پس تذكر ده كه تو فقط تذكر دهنده اي. "ان هو الا ذكري للعالمين "اين چيزي جز يك يادآوري براي جهانيان نيست.

پس وقتي كه همه معارف الهي فقط جنبه يادآوري براي انسانها دارد يعني انسانها به طور فطري با آن آشنا هستند. آياتي هم كه مي گويند كافران خدا را فراموش كرده اند نشانگر آن است كه آنها در اعماق وجود خويش با خدا آشنايي داشته و دارند چون عنوان نسيان زماني به كار مي رود كه سابقه آشنايي بوده باشد. " نسو الله فنسيهم ان المنفقين هم الفسقون "خدا را فراموش كردند خدا نيز آنها را فراموش كرده به يقين منافقان همان فاسقانند.

|+| نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387 ساعت   توسط زهرا  | 

4_خود آگاهي فطري

انسانبالذات خود آگاه است. يعني جوهر ذات انسان آگاهي است اينچنين نيست كه اول من انسان تكوين يابد در مرحله بعد انسان به اين من آگاهي يابد. پيدايش انسان عين پيدايش آگاهي به خود است. خود آگاهي فطري هر چند واقعي است امااكتسابي وتحصيلي نيست نحوه وجود من انساني است. آنجا كه قرآن مجيد پس از اشاره به مراحل خلقت جنين در رحم به عنوان آخرين مرحله مي فرماید:"ثم انشانه خلقاً ءاخر"سپس او را آفرينش تازه اي داديم . اشاره به همين مطلب است كه ماده نا خودآگاه تبديل مي شود به جوهر روحي خود آگاه.

يكي از محققين نيز به خود آگاهي انسان اشاره كرده و گفته كه انسان از ديدگاه قرآن موجودي خود آگاه است يعني هر انساني خود را به خوبي مي شناسد و مي داند چه كرده است".  بل الانسان علي نفسه بصيره و لو القي معاذيره "بلكه انسان از وضع خودش آگاه است. هر چند براي خود عذرهايي بتراشد.

پس از ديدگاه قرآن انسان موجودي صاحب بصيرت بر نفس خود است و خودش را بهتر از هر كس مي شناسد. آيه زير نيز بر خود آگاهي انسان و اينكه وي شاهد اعمالش است اشاره مي كند.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 3 مرداد1387 ساعت   توسط زهرا  | 

كرامت اكتسابي

مقصود از كرامت اكتسابي دستيابي به كمال هايي است كه انسان در پرتو ايمان و اعمال صالح خود بدست مي آورد اين نوع كرامت است كه مي توان واقعاً انساني را بر انسان ديگر برتر دانست همه انسانها استعداد رسيدن به اين كمال و كرامت را دارند ولي برخي بر آن دست مي يابند و برخي فاقد آن مي مانند. پس در اين كرامت نه همه انسانها برتر از ديگر موجوداتند و نه همه آنها فروتر يا مساوي با ديگر موجودات هستند از اين رو آياتي كه به كرامت اكتسابي انسان پرداخته اند دو دسته هستند آيات نفي كننده كرامت اكتسابي، آيات اثبات كننده كرامت اكتسابي.

 مثلاً آيه زير نفي كننده كرامت اكتسابي است:"ثم رددنه اسفل سفلين. "سپس او را به پايين ترين مرحله باز گردانديم.

و آيه زير اثبات كننده كرامت اكتسابي است: " ان اكرمكم عند الله اتقئكُم "گرامي ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست.

همچنين در كتاب انسان در قرآن شهيد مطهري و سرشت انسان علي شيرواني از كرامت ذاتي انسان به عنوان يك ويژگي مثبت انسان ياد شده است و بيان شده كه انسان از كرامت و شرافت ذاتي برخوردار است خداوند او را بر بسياري از مخلوقات خويش برتري داده است. او آنگاه خويشتن واقعي خود را درك و احساس مي كند كه اين كرامت و شرافت را در خود درك كند و خود را برتر از پستي ها و دنائت ها و اسارت ها و شهوتراني ها بشمارد.

|+| نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387 ساعت   توسط زهرا  | 

الف: كرامتي ذاتي:

منظور از كرامت ذاتي آن است كه خداوند انسان را به گونه اي آفريده است كه در مقايسه با برخي موجودات ديگر از لحاظ ساختمان وجودي از امكانات و مزاياي بيشتري برخوردار است اين نوع كرامت حاكي از عنايت ويژه خداوند